دود پشت تپه

داستان با بمباران دهکده‌ای به نام «تلخ­‌رود»، واقع در مرز میان ایران و عراق آغاز می­‌شود. در این حادثه، نوجوان راوی‏ داستان که «عزیز» نام دارد مجروح شده و برای درمان به بیمارستان منتقل می­‌شود. او پس از بهبودی به روستا بازمی‌گردد و متوجه می‏‌شود که اهالی از بیم بمبارانِ دوباره، روستا را ترک کرده و ب ... ادامه
  • قوت تربیتی
  • قوت قلمی

موضوع کتاب

رشد شخصیت یک نوجوان و خودساختگی وی، در نتیجه رویارویی با شرایط دشوار جنگ تحمیلی

خلاصه

داستان با بمباران دهکده‌ای به نام «تلخ­‌رود»، واقع در مرز میان ایران و عراق آغاز می­‌شود. در این حادثه، نوجوان راوی‏ داستان که «عزیز» نام دارد مجروح شده و برای درمان به بیمارستان منتقل می­‌شود. او پس از بهبودی به روستا بازمی‌گردد و متوجه می‏‌شود که اهالی از بیم بمبارانِ دوباره، روستا را ترک کرده و به بیابان‌های اطراف‏ کوچ کرده‏‌اند. چند روز پس از بازگشت عزیز و دیگر مجروحان، محل زندگی‏ روستائیان بمباران شیمیایی می‏‌شود. این‏ بمباران، تعداد زیادی مجروح بر جای می‏‌گذارد که عزیز هم یکی از آن‌ها است، ولی این بار او نابینا می‏‌گردد. عزیز با شنیدن خبر زخمی شدن مردم روستا و خانواده‏‌اش، روحیه خود را می­‌بازد؛ اما با همراهی دوستی نابینا که در بیمارستان با او آشنا شده، دوباره روحیه­‌اش را به دست می­‌آورد. این­‌چنین است که تصمیم می‏‌گیرد داستان بلاهایی که در نتیجه حمله متجاوزانه رژیم بعثی عراق بر سر روستای‌شان آمده را بنویسد. داستان پیش‌رو، سرنوشت عزیز و روستای جنگ­‌زده­ اوست.

پیام‌های کتاب

  • با درک شرایط یکدیگر و هم‌دلی با هم، تحمل مشکلات زندگی آسان‌تر می‌شود.
  • انسان با عزم و اراده جدی، در هر شرایطی می­‌تواند در برابر مشکلات بایستد و پیروز شود.
  • توجه به زندگی دیگران و دیدن مشکلات آنان، سبب می­‌شود نگاه به مشکلات زندگی واقع‌بینانه گردد.

میزان جذابیت

فصل‌های آغازین داستان، آن­‌گونه که باید و شاید جذاب نیستند.

مخاطب ویژه

نوجوانی که در مواجهه با مشکلات، اعتمادبه‌نفس لازم را ندارد.

آسیب‌شناسی

پیام اخلاقی داستان به صورت مستقیم بازگو شده است.

جملات طلایی

  • گفت: «می‌خواهم بگویم زندگی را هر جور بگیری، همان جوری می‌شود. اگه بد نگاه کنیم، فقط یه شکنجه‌ست… همین پله‌های بخش {بیمارستان} را در نظر بگیر! شاید الان لازم باشد که از این پله‌ها بالا پایین برویم. وظیفه من و تو این است که برویم. حالا در این رفتن ممکن است زمین هم بخوریم؛ اما این مهم نیست. مهم این است که تلاش‌مان را کرده باشیم.»

تصاویری از کتاب

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید