فصل پنجم: سکوت

یک نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران، ناگهان خود را وسط یک ماجرای امنیتی در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می‌بیند. او که روزهایش را با فروش بستنی­ یخی در جنوب شهر می‌گذراند، متوجه می‌شود بی‌‌آنکه بداند و با وراجی‌های کودکانه‌اش، محل پنهان شدن یک مبارز انقلابی را برای نیروهای ساواک فاش کرده است. ... ادامه
  • قوت تربیتی
  • قوت قلمی

موضوع کتاب

آشنایی یک نوجوان کم‌اطلاع با مبارزان انقلابی، و بیرون آمدن از سادگی و سطحی‌نگری

خلاصه

یک نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران، ناگهان خود را وسط یک ماجرای امنیتی در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می‌بیند. او که روزهایش را با فروش بستنی­ یخی در جنوب شهر می‌گذراند، متوجه می‌شود بی‌‌آنکه بداند و با وراجی‌های کودکانه‌اش، محل پنهان شدن یک مبارز انقلابی را برای نیروهای ساواک فاش کرده است. این فرد مبارز در نتیجه همین رویداد به دست نیروهای ساواک به شهادت می­‌رسد. این ماجرا، پسرک را چنان متحول می‌نماید که حتی پس از دستگیری‌اش توسط ساواک، دیگر کلامی به زبان نمی‌آورد. به این ترتیب، او آخرین فصل زندگی خود را با سکوت پیوند می‌زند.

پیام‌های کتاب

  • انتخاب هدف در نوجوانی، و بی تفاوت نبودن نسبت به رفتارهای دیگران مهم است.
  • سطحی‌نگری درباره افراد و رویدادها، آفتی است که باید با افزایش توجه و دقت در پیرامون، آن را چاره کرد.

مخاطب ویژه

  • فضای داستان بیشتر پسرانه است.
  • نوجوانی که دچار ساده­‌اندیشی و ساده­‌لوحی است.
  • نوجوانی که سر در لاک خویش داشته و توجهی به پیرامون خود نمی­‌کند.

جملات طلایی

  • بهترین آشپز دنیا گرسنگی است؛ هیچ چیز مثل گرسنگی، غذا را خوشمزه نمی‌کند.
  • هیچ چیز مثل بی‌پولی، چیز یادت نمی‌دهد.
  • تو یخ در بهشت فروش نیستی! توی بهشت که نیازی به یخ نیست، توی جهنم باید یخ فروخت.

تصاویری از کتاب

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید