کفترکُش

«پالمر» پسری است که دوست ندارد از هم‌بازی‌هایش و دیگر مردم شهر تقلید کند؛ چراکه در این صورت باید کاری که مردم شهر از آن لذت می‌برند را انجام داده و یک «کفترکُش» شود. در این میان، حادثه‌ای روی می‌دهد که پالمر به باورها و اندیشه‌هایی که از کودکی با آنها رشد کرده، شک می‌کند. او حتی به پدرش که روزی کفتر ... ادامه
  • قوت تربیتی
  • قوت قلمی

موضوع کتاب

درگیری درونی یک نوجوان با خودش، بر سر دوراهی مقبولیت نزد هم‌سالان و اطرافیان یا توجه به احساسات و باورهای قلبی خود

خلاصه

«پالمر» پسری است که دوست ندارد از هم‌بازی‌هایش و دیگر مردم شهر تقلید کند؛ چراکه در این صورت باید کاری که مردم شهر از آن لذت می‌برند را انجام داده و یک «کفترکُش» شود. در این میان، حادثه‌ای روی می‌دهد که پالمر به باورها و اندیشه‌هایی که از کودکی با آنها رشد کرده، شک می‌کند. او حتی به پدرش که روزی کفترکُش بوده هم حس بدی پیدا می‌کند. این احساس جدید در او، در نتیجه دوستی‌اش با یک کبوتر شکل می­‌گیرد؛ احساسی که سرآغاز از میان رفتن باورهایی مانند بدبو و زشت بودن کبوتر است.

پیام‌های کتاب

  • در هنگام پیش‌آمدها و مشکلات، افراد خانواده می­‌توانند کمک‌‌کننده خوبی باشند.
  • انجام دادن کار درست، ممکن است تمسخر و اذیت دیگران را در پی داشته باشد؛ اما باید مقاومت کرده و سست نشد.

میزان جذابیت

آغاز داستان کمی گنگ است، ولی در ادامه بسیار خواندنی می‌شود.

مخاطب ویژه

نوجوان دنباله‌­رو و خود باخته که تحت تأثیر جوّ و فضای پیرامون خود قرار می­‌گیرد.

تصاویری از کتاب

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید