هایدی

«هایدی» دختری است که پس از مرگ مادرش چند سالی را با خاله خود زندگی کرده، و اکنون به پدربزرگش سپرده شده است. پدربزرگ هایدی که «دایی آلپ» نام دارد، در نتیجه رویدادهای تلخ زندگی­‌اش در گذشته، بسیار گوشه‌گیر شده است. هایدی با او زندگی بسیار خوبی دارد، تا این‌که دوباره سر و کله خاله­‌اش پیدا می­‌شود. او ... ادامه
  • قوت تربیتی
  • قوت قلمی

موضوع کتاب

زندگی پر فراز و نشیب یک نوجوان یتیم

خلاصه

«هایدی» دختری است که پس از مرگ مادرش چند سالی را با خاله خود زندگی کرده، و اکنون به پدربزرگش سپرده شده است. پدربزرگ هایدی که «دایی آلپ» نام دارد، در نتیجه رویدادهای تلخ زندگی­‌اش در گذشته، بسیار گوشه‌گیر شده است. هایدی با او زندگی بسیار خوبی دارد، تا این‌که دوباره سر و کله خاله­‌اش پیدا می­‌شود. او به بهانه این‌که هایدی باید پیشرفت کند و زندگی بهتری داشته باشد، او را به شهر می‌برد. در شهر و در خانه­‌ای که هایدی زندگی می­‌کند حوادثی رخ می­‌دهد، که سرانجام او را پیش پدربزرگ بازمی‌گرداند.

پیام‌های کتاب

  • محبت کلید همه خوبی‌هاست.
  • ثروت همیشه نمی­‌تواند مایه خوش­بختی انسان باشد.
  • سخت‌کوشی و ایمان به خدا، سرانجام همه سختی‌ها و ناملایمات را شیرین می‌کند.
  • زندگی در روستا در عین سادگی و بی­‌پیرایگی، بسیار شیرین و آرامش­‌بخش است.

میزان جذابیت

داستان از قلمی روان، و فضایی روشن و واقع‌گرا برخوردار است.

مخاطب ویژه

به دلیل حال و هوای دخترانه داستان، برای دختران نوجوان جذاب‌تر است.

جملات طلایی

  • هایدی با اطمینان گفت: «وقتی که دیگر کاری از دست خودت برنمی‌آید، به خدا بگو.»
  • خانم سسمان گفت: «همه ما در درگاه خداوند، فقیر هستیم. همه ما به توجه او نیاز داریم.»
  • پیرمرد پاسخ داد: «امروز من خوش‌حالم، آن‌قدر که هیچ وقت انتظارش را نداشتم. خوشحال‌تر از آن‌چه که شایستگی‌اش را داشته‌ام. خیلی خوب است که آدم با خدا و مردم آشتی کند.»
  • خانم فورا گفت: «… احساسات او به عقلش چیره شده و باعث شده است که او چنین انتقام احمقانه‌ای بگیرد. همه ما وقتی عصبانی هستیم، حماقت می کنیم.»

تصاویری از کتاب

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید