دل به دریا

«دُرمحمد» نوجوانی دورَگه است که در شهر كوچک «تيس»، در نزديكی چابهار زندگی می‌کند. او برای رفتن به مدرسه، از دوچرخه‌ پسری بلوچ به نام «عابدی» استفاده می­‌کند. اما بعد از مدتی به خاطر دعوايش با عابدی و این‌که دیگر نمی­‌تواند سوار دوچرخه او بشود، امكان رفتن به مدرسه و ادامه تحصيل را از دست می‌دهد. پدر ... ادامه
  • قوت تربیتی
  • قوت قلمی

موضوع کتاب

شرح زندگی ساده و سرشار از قناعت و تلاش­‌گری یک نوجوان چابهاری

خلاصه

«دُرمحمد» نوجوانی دورَگه است که در شهر كوچک «تيس»، در نزديكی چابهار زندگی می‌کند. او برای رفتن به مدرسه، از دوچرخه‌ پسری بلوچ به نام «عابدی» استفاده می­‌کند. اما بعد از مدتی به خاطر دعوايش با عابدی و این‌که دیگر نمی­‌تواند سوار دوچرخه او بشود، امكان رفتن به مدرسه و ادامه تحصيل را از دست می‌دهد. پدر دُرمحمد عصرها در بندر آزاد چابهار کار می­‌کند و گاهی محمد را هم با خودش می‌برد. یک روز که محمد به همراه پدر به بندر می‌رود، ناگهان دوچرخه‌ای را می‌بیند كه از لنج باربری درون دريا می­‌افتد. شب‌هنگام همراه دوستش «فلاح» دل به دريا می‌زنند و دوچرخه را بیرون می‌کشند. اما اکنون نوبت درگيری دُرمحمد با مادرش «دُربی‌بی» است.

پیام‌های کتاب

زندگی‌­های ساده و بی پیرایه­‌ای وجود دارند که با همه دشواری­‌ها و سخت­‌کوشی­‌ها، اما صاحبان آن‌ها شاد و سرزنده­‌اند.

میزان جذابیت

به کار بردن لهجه جنوبی، شیرینی خاصی به متن داستان داده است.

مخاطب ویژه

نوجوانی که در زندگی خود همواره پرتوقع بوده، و از شرایطی که دارد ناراضی است.

آسیب‌شناسی

در این داستان برخی خصلت­‌های منفی قوم بلوچ برجسته ­شده‌اند، و به ویژگی­‌های مثبت آن‌ها کم­‌توجهی گردیده است. از این­ رو نمی‌توان این کتاب را به نوجوانان سیستانی و بلوچستانی توصیه نمود.

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید